الشيخ أبو الفتوح الرازي

203

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بندهء خداى و نه فرشتگان نزديك به عرش خداى و هر كه ننگ دارد از عبادت او و استكبار ( 1 ) كند حشر ( 2 ) كند ايشان [ را ] ( 3 ) با خود جمله . ( 4 ) آنان كه ايمان آرند ( 5 ) و كار نكو كنند ( 6 ) تمام بدهد ايشان را مزدشان و بيفزايدشان ( 7 ) از رحمت خود امّا آنان كه ننگ دارند و تكبّر كنند عذاب كند ايشان را عذابى سخت ( 8 ) و نيابند خود را بجز خداى يارى و ياورى . اى مردمان آمد به شما حجّتى ( 9 ) از خداتان و بفرستاديم به شما ( 10 ) نورى روشن . ( 11 ) امّا آنان كه ايمان آرند به خداى و پناه دهند ( 12 ) به او در برد ايشان را در رحمتى از او ( 13 ) و نعمتى و ره ( 14 ) نمايد ايشان را به خود راهى راست . فتوى مىپرسند ( 15 ) بگو كه خداى فتوى مىكند ( 16 ) شما را در برادران اگر مردى هلاك شود و نباشد او را فرزند و او را خواهرى بود او را بود نيمه آنچه رها كند و او ميراث گيرد ( 17 ) از او اگر نباشد او را ( 18 ) فرزندى و اگر

--> ( 1 ) . آج ، لب : گردنكشى . ( 2 ) . آج ، لب : بر انگيزد . ( 3 ) . اساس : ندارد از تب افزوده شد . ( 4 ) . آج ، لب امّا . ( 5 ) . آج ، لب : آوردند . ( 6 ) . آج ، لب : كردند . ( 7 ) . آج ، لب : مر ايشان . ( 8 ) . آج ، لب : دردناك . ( 9 ) . آج ، لب رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم . ( 10 ) . وز مستقيما . ( 11 ) . آج ، لب پس . ( 12 ) . آج ، لب : چنگ در زدند . ( 13 ) . ازو / از او . ( 14 ) . آج ، لب : راه . ( 15 ) . تب : مىكند ، آج ، لب : مىخواهند . ( 16 ) . آج ، لب : مىدهد . ( 17 ) . آج ، لب : برد . ( 18 ) . آج ، لب : مر آن .